شيخ ذبيح الله محلاتى

187

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

را به او نمود آن مرد مرواريد را گرفت و به بازار رفت و آن را به مبلغ بيست هزار درهم فروخت و برگشت و مال را در خانه گذاشت بناگاه سائلى بدر خانه آمد و گفت اى اهل خانه تصدق نمائيد بر مسكين تا خداوند متعال بر شما ترحم بنمايد آن مرد گفت داخل شو چون داخل گرديد ده هزار درهم آن را به آن سائل داد عيالش گفت سبحان اللّه به يك‌دفعه نصف توانگرى ما را بر طرف كردى پس اندك زمانى كه گذشت همان سائل برگشت و در زد آن مرد به عقب درآمد ديد همان سائل است كه ده هزار درهم به او داده پس سائل كيسه زر را به او برگردانيد و گفت بخور بر تو گوارا باد و من ملكى بودم از ملائكه پروردگار مرا فرستاده بود كه ترا امتحان كنم كه چگونه شكر نعمت بجا مىآورى پس خداى تعالي شكر ترا پسنديد ) و نيز بسند موثق از حضرت امام رضا عليه السّلام منقولست كه مرد پيرى در ميان بنى اسرائيل او را فرزند نمىشد پس خدا او را پسرى كرامت فرمود و در خواب ديد كه اين پسر در شب دامادى مىميرد چون شب دامادى وى رسيد آن پسر پيرمرد ضعيفى را ديد بر او رحم كرد او را طلبيد و طعامى به او داد پس آن مرد پير گفت مرا زنده كردى خدا ترا زنده بدارد پس آن مرد شب در خواب ديد كه به او گفته‌اند كه خدا پسر ترا زنده داشت بواسطه احسانى كه به آن پيرمرد كردى و آن پيرمرد در حق او دعا نمود و نيز بسند معتبر از ابو حمزهء ثمالى منقولست كه در زمان گذشته مردى بود از فرزندان پيغمبران و مال بسيار داشت و انفاق مىنمود از آن مال بر ضعيفان و مسكينان و محتاجان پس آن مرد فوت شد و زنش همچنان‌كه شوهر انفاق مىكرد او هم‌دست بانفاق گشود و لكن طولى نكشيد كه آن مال تمام شد و از آن مرد طفلى مانده بود چون بزرگ شد بر هركه مىگذشت رحمت بر پدر او مىفرستاد و دعا مىكردند بر آن پسر كه خدا او را از اخيار و بخشنده و نيكوكار گرداند پس آن پسر بنزد مادر خود آمد و گفت چگونه بود حال پدر من كه هرگاه من بر كسى عبور مىكنم بر پدر من رحمت مىفرستد و در حق من دعا مىكنند